الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
309
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
. . . وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ « 1 » ؛ و حال آنكه هركه در آسمان و زمين است خواه و ناخواه مطيع فرمان خداست و همه به سوى او رجوع خواهند كرد . . . . يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ * أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً . . . « 2 » ؛ به هركه خواهد دختر و به هركه خواهد پسر عطا مىكند ، يا در يك رحم دو فرزند پسر و دختر قرار مىدهد و هركه را خواهد عقيم ( نازا ) مىگرداند . امام صادق عليه السّلام و بيان آثار قدرت و عظمت خداوند شيخ صدوق رحمه اللّه در كتاب توحيد از يكى از ياران ابو منصور نقل كرده كه گويد : من و ابن ابى العوجاء و عبد اللّه بن مقفع در مسجد الحرام نشسته بوديم در اين موقع ابن مقفع به ما گفت : آيا اين خلق كثير را مىبينيد ( و با دست به مطاف اشاره كرد ) هيچيك از اينها را شايستهء نام انسانيت نمىبينم جز آن شيخ نشسته ( يعنى جعفر بن محمد عليه السّلام ) و جز او همه فرومايگان و بهايماند ، ابن ابى العوجاء به او گفت : از كجا نام انسان را تنها براى اين شيخ شايسته دانستى ؟ گفت : زيرا نزد او چيزى يافتهام كه در ديگران نديدهام . ابن ابى العوجاء گفت : من بايد اين را كه مىگويى بيازمايم . ابن مقفع گفت : اين كار را نكن ؛ زيرا مىترسم آنچه در دست دارى از تو بگيرد . ابن ابى العوجاء گفت : ولى علّت منع تو اين نيست ، بلكه مىترسى آن مقام و منزلت رفيعى كه براى او ادّعا نمودى نزد من سست شود . ابن مقفع گفت : حال كه چنين تصور نمودهاى پس برخيز و نزد او برو تا حقيقت بر تو معلوم گردد ، ولى تا مىتوانى خود را از لغزش نگه دار و مهار از دست مده كه تو را در بند كند ، و بر او انگ زن خواه به سود تو باشد يا زيان تو .
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 83 . ( 2 ) . شورى ( 42 ) آيهء 49 و 50 .